جدیدترین مطالب
یادداشت‌‌های من

سرانگشتان، نقطه‌ی اتصال

خمیازه می‌کشم. خوابم نمی‌آید. بیشتر جاذبه‌ی زمین مرا به سمت خودش می‌کشد. می‌خواهم بنویسم و بنویسم. آنقدر زیاد که مغزم خالی شود. نه اینکه از

ادامه مطلب »
ماجراهای یک آموزگار

فقط شنا کن!

آب دهانم را از گلوی خشکم فرو می‌دهم. آلودگی هوا و بلند صحبت کردن در کلاس هر روز به سرماخوردگی طولانی‌ام دامن می‌زنند و گلویم

ادامه مطلب »
ماجراهای یک آموزگار

شیوه‌ی غیر قابل اجرا

دانشجو که بودم، کتاب قطوری به نام اندازه‌گیری، سنجش و ارزشیابی از دکتر سیف داشتیم. این کتاب، استاد غ و بلاهایی که سرمان آورد از

ادامه مطلب »
معرفی کتاب

نامه‌ای به سوی مبل بنفش

نینا سنکویچ عزیز سلام! حالا که این نامه را می‌نویسم، مدت‌ها از خواندن کتابت یعنی تولستوی و مبل بنفش می‌گذرد. اما گرمای معجزه‌آسای کلماتت هنوز

ادامه مطلب »
داستان

باید تماس بگیرم

تن نحیف و کم‌جون مامان را به سختی رو تخت صاف می‌کنم. عرق از سر و رویم می‌چکد اما مامان تمیز و خوشبوست. او را

ادامه مطلب »
یادداشت‌‌های من

شیرجه در عمیق‌ترین نقطه

فراموش کردن چیزی جز فکر نکردن و هم نزدن گذشته نیست. اگر همین دو کار را بتوانی انجام ندهی، به فراموش کردن می‌رسی. خلاص می‌شوی.

ادامه مطلب »