
صد کتاب
نوجوان که بودم آرزو میکردم کتابخانهی بزرگی برای خودم داشته باشم. دوست داشتم کتابهای زیادی خوانده باشم تا با بقیه دربارهشان صحبت کنم. میخواستم تمام کتابهای درسیام را گوشهای پرتاب کنم و فقط داستان بخوانم. یادم هست سیزده یا چهارده ساله بودم که برای اولینبار با خواهر بزرگترم به خیابان




