
به عقب میروم
عقب عقب میروم. من همیشه به سمت عقب میروم. دستانم محکم سمانه را در آغوش گرفته تا مبادا روی زمین بیفتم. انعکاس نور چتر زردش رویم افتاده و کمی چشمانم را میزند. شکمم از چتر بیرون زده و قطرات باران خیسش میکند. چقدر اول صبحی در شکم بیچارهی من کتاب




