وبلاگ

سوکورو تازاکی بی‌رنگ و سال‌های زیارتش

سوکورو تازاکی بی‌رنگ و سال‌های زیارتش، رمانی از هاروکی موراکامی درباره‌ی دوستی‌ها، طرد شدن‌ها و دل‌شکستگی‌ها. کتابی با شخصیت‌پردازیِ قوی. به طوری‌که شخصیت‌ها را دقیق و شفاف توصیف کرده و خواننده را به آن‌ها نزدیک‌تر می‌کند. گویی سال‌ها آن‌ها را می‌شناخته‌ای. متنی روان و صمیمی با توصیفات و تشبیه‌های دل‌نشین

نمایشنامه مرگ در پاییز

نمایشنامه مرگ در پاییز از اکبررادی، متنی روان و پر‌کشش، لحنی دل‌نشین و محلی! تا همین چندی پیش جز رومئو و ژولیت، نمایشنامه‌ای نخوانده بودم. اما وقتی در کلاس داستان دو نفره شاهین کلانتری، مدام حرف از نمایشنامه و اهمیتش می‌شد. کنجکاو شدم که بدانم طعم این‌گونه کتاب‌ها چیست. و حالا

کتاب‌های من، کتاب‌های تو

کتاب می‌خواندم با شوق! کتاب می‌خواندم و فضایی جادویی اطرافم را مسحور می‌کرد. در میان کتاب‌ها و آرزوی هر چه بیشتر خواندنشان غوطه‌ور بودم. همه این‌ها قبل از تو! با تو که هستم کتاب‌ها می‌شوند جبر، می‌شوند زور. هی این کتاب را بخوان! چه می‌خوانی؟ این؟؟؟ این مزخرفات را نخوان.

میان این دو

از عصر، مشغول خواندن مطالبی در سایت شاهین کلانتری هستم. آنقدر به صفحه لپ‌تاپ نگاه کرده‌ام. خوانده‌ام و یادداشت‌برداری کرده‌ام که چشمانم کمی درد گرفته است. اما نمی‌توانستم نخوانم. مدام از این مقاله به مقاله‌ی دیگر شوت می‌شدم و هر کدام حرف جدیدی برای گفتن داشتند. حالا که نگاه می‌کنم

معرفی فیلم مری شلی (Mary Shelley)

بارها نام کتاب فرانکشتاین به گوشم خورده و حتی همین یک ماه پیش قصد خریدش را داشتم اما همچنان نه این کتاب را خریده و نه آن را خوانده‌ام. اما به طور اتفاقی فیلمی از زندگی نویسنده این کتاب یعنی مری شلی دیدم که مرا برای خواندن کتابش مشتاق‌تر کرد.

نمایشنامه ماشین‌نویس‌ها و ببر

ماشین‌نویس‌ها نمایشنامه‌، دو شخصیت به نام پل و سیلویا داشت. به طور کل از مهارت نویسنده در پیش‌برد داستان حیرت کردم. اینکه بتوانی در این محدودیت، معنایی خلق کنی قابل ستایش است. پل و سیلویا، دو کارمند ماشین‌نویس تبلیغاتی، مدام در حال تایپ کردن بودند. در این میان با یکدیگر