
سرانگشتان، نقطهی اتصال
خمیازه میکشم. خوابم نمیآید. بیشتر جاذبهی زمین مرا به سمت خودش میکشد. میخواهم بنویسم و بنویسم. آنقدر زیاد که مغزم خالی شود. نه اینکه از مسئلهای مغزم پر باشد. اینگونه نیست. بیشتر دلم برای زیاد نوشتن تنگ شده است. برای آنقدر نوشتن و بالاخره به متنی دلخواه رسیدن. در این




