هیولای نکند…

فردا به اولین جلسه با همکاران جدیدم خواهم رفت. این موضوع از صبح که معاون مدرسه تماس گرفت و اطلاع داد. استرس را به جانم انداخت تا  حالا که دارم می‌نویسم. استرس مدام ذهنم را بهم می‌ریخت و من هی این‌ور آن‌ور می‌کردم و تند تند یک سری کارها را انجام می‌دادم. اما وقتی به […]